کانون هماهنگی دانش و صنعت آفت کش ها

اصول مدیریت راهبردی یا استراتژیک
نوشته شده توسط دبیرخانه   
یکشنبه, 13 تیر 1389 ساعت 13:22

تهیه کننده: دکتر سید حسن کاظمی

در دهه اخیر مدیریت راهبردی بیشتر مورد توجه سازمان ها قرار گرفته است بطوریکه ابتدا سازمان های بزرگ در دنیا شروع به بهره برداري از اصول مدیریت راهبردی نموده و رفته رفته این تفکر و رویکرد در حال وارد شدن به حوزه مدیریت بخش دولتی می باشد و از دهه 90 به بعد بدلیل اتفاقاتی که در محیط هاي فناوري- سياسي و اقتصادي و... صورت گرفت مدیریت راهبردی بیشتر مورد توجه قرار گرفت. اساسا از دهه 50 به بعد و یا شاید قبل از آن مدیریت راهبردی یا به عبارتی مدیریت استراتژیک مورد توجه واحد های نظامی بوده است ولی از دهه 90 به بعد این مسئله بیشتر مورد توجه سازمان های اقتصادی قرار گرفت.

نظریه پردازان مدیریت معتقدند که مدیریت راهبردی پاسخی به چالش های مدیریت در اداره سازمان ها در دهه 90 بود و تلاطم های محیطی به گونه ای شد که روند ها را تغییر داد و آینده ادامه روند گذشته نبود و در واقع گسستگی بین گذشته و آینده صورت گرفته بود. و این امر سبب شد تا تولید کنندگان و فعالان محیط های اقتصادی قابلیت پیش بینی رخ دادهائی که هر لحظه در محیط اقتصادی بوجود می آمد را نداشته باشند. علت عدم قابلیت پیش بینی در محیط، پیشرفت های سریع جامعه بشري در فناوری و پیچیده تر شدن روز افزون آن می باشد. در محیطی که همه چیز در حال تغییر است باید سود کرد، پیشرفت نمود و همچنین باید بتوان شرایط مطلوبی را نیز برای سازمان فراهم آورد. لذا با این نگرش دانش مدیریت رویکرد مدیریت سیستمی را در سازمان ها به مدیریت راهبردی تغییر می دهد.

در مدیریت سیستمی یک مدیر در سازمان به تمام مسائل و عناصر مؤثر در حوزه مدیریت توجه می کند اما در مدیریت استراتژیک یا راهبردی بعلت اینکه مدیر فرصت بررسی و پیگیری همه عناصر خرد و كلان مؤثر در مدیریت را ندارد وارد کلیدی ترین بحث ها می شود و از طرفی چون سازمان های دیگری در محیط بطور رقابتی رشد کرده اند لذا آن  مسائل خرد  را به کسانی می سپارد که قابلیت انجام آنرا داشته باشند.

بنابراین با این دید که محیط همواره در تغییر است، باید همواره آمادگی مواجه شدن با مشکلات را داشته و بتوان بهترین تصمیم را اتخاذ کرد که این امر همان اصولي است كه در مدیریت راهبردی مورد تاكيد می باشد. لذا بن مایه تفکر مدیریت استراتژی محیط شناسی است بدین معنا که یک مدیر راهبردی مدیری است که به محیط کاملا واقف بوده و به تمامی عوامل تحت کنترل و خارج از کنترل که بر مدیریت سازمان تاثیر گذار است بايد آشنائی داشته باشد. در واقع برای هر مدیر و سازمان یک محیط تحت کنترل و یک محیط خارج از کنترل وجود دارد. مدیر باید قادر به تصمیم گیری و اثر گذاری در محیط تحت کنترل خود بوده و از محیط خارج از کنترل همواره قادر باشد بيشترين بهره را برده و كمترين خسارت را متحمل شود. قابلیت تاثیر گذاری در محیط خارج بسیار به نفع سازمان می باشد بنابراین محیط شناسی اصل مسئله در مدیریت راهبردی است. مدیری که تفکر استراتژیك دارد قدرت « نه گفتن» بیشتری دارد چرا که یک مدیر راهبردی بر اهداف و ماموریت ها متمرکز می شود.

این که محیط مورد نظر یک سازمان چیست سوال مهمی است چرا که اختیارات سازمان با توجه به فضائی که تعریف می شود شکل خواهد گرفت. شاید "کانون ها" بخش کوچکی از یک محیط باشند اما می تواند قابلیت هائی داشته باشد که بر بسیاری از مسائل بزرگ تر مانند نظام تعرفه ای، نظام استانداردها، سیاست گذاری های کلان و یا سیاست گذاری بخش های مختلف تاثیر گذار باشد. طبق بررسی نظریه پردازان مدیریت استراتژیک ،سازمان ها در اجراي موفق استراتژي سازمان خود  فقط 30 درصد موفق بوده اند و 70% با شکست مواجه شده است و علت آن عدم شناخت کامل از محیط بوده است.

یکی از رویکرد های مدیریت راهبردی گسسته بودن روند ها در آینده می باشد. بعنوان مثال تفکر اینکه واردات و یا تولیدات آفتکش ها در کشور ممکن است مانند سال های گذشته صورت گیرد کاملا اشتباه است. بنابراین یکی از مسائل عمده در پیشرفت رویکرد مدیریت استراتژیک آگاهی از چگونگي گسسته شدن و گسسته بودن روندها است. در واقع در مدیریت راهبردی در آینده برای امروز تصمیم گیری می شود و این مسئله وجه تمایز برنامه ریزی بلند مدت و برنامه ریزی راهبردی می باشد. در برنامه ریزی بلند مدت روند های گذشته به هدف گذاری در آینده تعمیم داده می شود اما در برنامه ریزی استراتژیک بعد از بررسی محیط، شناخت قابلیت ها، نقاط ضعف و قوت آینده ای ترسیم می شود که برای رسیدن به آن آینده، راهکار های در فعاليت امروز تعیین می شود. یکی از تمایزات رویکرد مدیریت راهبردی با رویکرد های دیگر توجه به مسائل کلیدی در محیط و رقیب شناسی و شناخت مزیت ها است.

مدیریت راهبردی تنها تعیین استراتژی نیست چنانچه امروزه نظریه پردازان مدیریت راهبردی بیش از تدوین استراتژی به چگونه اجرا کردن استراتژی توجه دارند. آنها معتقدند که تا یک سازمان آغشته به استراتژی نباشد قابلیت اجرائی پیدا نمی کند.

توجه همزمان به تدوین، چگونگی اجرا و چگونگی ارزیابی (نظارت) از مسائل بسیار مهم در مدیریت راهبردی است. ممکن است در استراتژی مسئله ای بر اساس بررسی محیط عنوان گردد اما قابلیت اجرائی نداشته باشد بنابراین اصل، هماهنگی هر سه گام بصورت هم زمان است. چنانچه در بعضی از برنامه های توسعه دیده می شود که برخی اهداف 20 یا 30 ساله و یا حتی آرمان های انسانی است اما در برنامه های میان مدت اهدافی مد نظر اند که در ظرفيت اجرايي سازمان و براي مدت زمان مورد نظر قابل اجرا شوند. در برنامه ها، سیاست گذاری و برداشتن گام های بعدی بسیار مهم است اگر این امر امکان پذیر نیست یا مشکلی وجود دارد و یا مشکلی در قدم قبلی مانند طراحی قانون و ... وجود داشته است. بنابراین حل آن مساله بايستي در اولويت قرار داشته باشد .

راهبرد یک تدبیر است و طراحی استراتژی ترکیبی  از هنر و علم را نياز دارد.   

با توجه به اساسنامه، بیانیه، محدودیت ها، قوانین و ارزش های یک کانون یا سازمان تدوین ماموریت صورت می گیرد. برای اجرای ماموریت لازم به طراحی راهبرد است. با تدوین مسئولیت ها تمامی اعضا که در حوزه کانون یا سازمان فعالیت می کنند بصورت زنجیروار بهم متصل می شوند. ماموریت ها باید واقع گرایانه و با توجه به محیط، اهداف و ارزش ها طراحی و تدوین شوند. تدوین استراتژی وسیله ای برای تحقق ماموریت است اما این امر در صورتی امکان پذیر است که شناخت محیط بخوبی صورت گرفته باشد.

ممکن است با توجه به تعریفی که یک سازمان از محیط دارد ماموریتی تدوین کند  که در آینده با تغييرمحیط و فعال بودن سیستم ارزیابی، سازمان ماموریت را به اعتبار تغییرات محیط و بر اساس منطق تامین منافع و تحقق رویکرد اهداف تغییر دهد.

اطلاع رسانی در سیستم مدیریت راهبردی بسیار مهم است لذا جهت عملی شدن مسئله اطلاعات جمع آوری شده در یک فرمت مشخص گام اول بحساب می آید. بعد از جمع آوری اطلاعات ماموریت ها استخراج می شوند و گام بعدی شناخت چالش ها و مشکلات موجود در سازمان و خارج از سازمان می باشد. در مدیریت راهبردی از فرصت ها برای مهار تهدید ها و از نقاط قوت برای رفع نقاط ضعف استفاده می شود. همین مسئله سبب می شود برای پیگیری اجرا و پيمودن  مسیر درست پیش فرض های تدوین ماموریت به طور مستمر ارزيابي و در صورت نياز در آن تجدید نظر گردد.
قابل ذکر است که طراحی بانک اطلاعاتی روز آمد و قابلیت به روز شدن سیستم به اعتبار اينكه امكان شناخت محيط را فراهم مي كند  از جمله عوامل موفقیت در مدیریت راهبردی یک سازمان خواهد بود.

 

نظرسنجی

براي ارتقاء و بهبود كيفيت آفت كش ها در كشور چه مواردي را پيشنهاد مي نمائيد؟
 

حاضرین در سایت

 3 مهمان آنلاین


شركت هاي فعال در زمینه آفت کش ها


شما اینجا هستید  : صفحه اصلی آرشیو مطالب خواندنی اصول مدیریت راهبردی یا استراتژیک